الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

232

الغدير ( فارسى )

- چرا كه پيغمبر دست راستش را به سوى رفاعى دراز كرد و به نور آن ، حقايق همه بر او آشكار گشت . تا اينكه مىگويد : - مپرس از اينكه اين چگونه ممكن است و يقين داشته باش كه خدا هرچه بخواهد مىكند . - از بددينان دورى كن و كور نابينايى هرگاه خورشيد را انكار كند ، باور مكن . - آيا پيامبر مرده است ؟ نه ، چه به حكم خدا در قرآن شهيدان زندگانند . - اينكه پيغمبر دست خود را به سوى رفاعى دراز كرده ، برهانى روشن بر مقام اوست . - اين شرافت را هزاران نفر از مردم و گروهى از بزرگان به هنگام شام از او ديده‌اند . - آن شامى كه صبح روشن شد و شگفت‌آور نيست اگر شامى ، صبح روشن شود . - صاحب العقود الجوهرية او را در قصيده‌اى چنين مىستايد : - اين رفاعى كسى است كه بر ناقدان دشوار است كه كار او را ارزيابى كنند . - بسا كسى كه بر شير سوار شده و بسا سواره كه از شيرنماها تحقير و خوارى ديده است . - او كسى است كه دست رسول اللّه را بوسيده و از آن رهگذر ، در برابر منكران به مقامى و الا مفتخر گرديده است . - او دست مبارك خود را از قبر به سوى وى دراز كرد كه بر همهء حاضران نمايان شد . حافظ حاج ملا عثمان موصلى نيز در قصيده‌اى سيد رفاعى را چنين مدح كرده است : - ماران و شيران جنگل به فرمان او گردن مىنهند و پريان از كرامات او در شگفتند . - آيا نمىبينى كه هركس را نسبت به او برسد ، از شعله‌هاى آتش هم باك ندارد ؟ - در افتخار او اين بس كه دست پيامبر هاشمى ، پدر زهرا را بوسيده است و ديگران از اين فيض بهره نبرده‌اند .